X
تبلیغات
رایتل



 سایتهای مرتبط با درس 1

   

 



تعاون و همکاری


    تعاون از نگاه قرآن


   «تعاون اجتماعی»






لیوان شیر | داستان درباره کمک به همنوع
مهر ۲۸, ۱۳۸۸
گذر هدهد | داستان کوتاه و حکایت
اخلاقیات،
حکایت،
داستان کوتاه،
پسر فقیر

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دست فروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد که تنها یک سکه ۱۰ سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زیبائی در را باز کرد. پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
سال ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامی که متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد. لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه او را شناخت. سپس به اطاق مشاوره بازگشت تا هر چه زودتر برای نجات جان بیمارش اقدام کند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود. به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چیزی نوشت. آن را درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد. چیزی توجه اش را جلب کرد. چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته ان را خواند:

بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است.













تعاون و همکاری در سیره معصومین (علیهم السلام)




تعاون به معنای «یکدیگر را یاری کردن» یا «یاری کردن برخی، برخی دیگر را» آمده است. (1)

جایگاه تعاون در اسلام
زیست اجتماعی از ضروریات زندگی بشری است که از فطرت او سرچشمه می گیرد و در برابر، تکروی و تنها زیستن، محکوم و منفور انسانهاست.
اسلام به عنوان یک آیین جامع که با فطرت انسان مطابقت دارد، رهبانیت و گوشه گیری را محکوم کرده و زندگی اجتماعی را برای پیروان خویش برگزیده، سپس به آنان دستور داده است که در زندگی دسته جمعی، همواره یکدیگر را بر کار نیک و تقوا یاری نمایند:
«تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان» (2)
یکدیگر را برای تحقق نیکی و پاکی یاری نمایید و از همیاری نمودن بر گناه و تجاوز دوری بجویید.
«جالب توجه اینکه «بر» و «تقوا» هر دو در آیه ی فوق با هم ذکر شده اند. که یکی جنبه ی اثباتی دارد و اشاره به اعمال مفید است و دیگری جنبه ی نفی دارد و اشاره به جلوگیری از اعمال خلاف می باشد و به این ترتیب تعاون و همکاری باید هم در دعوت به نیکیها و هم در مبارزه ی با بدیها انجام گیرد. » (3)
روایات اسلامی نیز با عناوین مختلفی مسلمانان را به یاری یکدیگر فرا خوانده و در بعضی از امور، آن را واجب و ضروری دانسته است. امیر مؤمنان صلوات الله علیه در این باره فرموده است:
«من واجب حقوق الله علی عباده النصیحه بمبلغ جهدهم و التعاون علی اقامه الحق بینهم» (4)
از حقوق حتمی خدا بر بندگان، نصیحت و خیرخواهی در حد توان، و همکاری برای بر پایی حق در میان خودشان است.
از سوی دیگر تعاون وهمکاری در کارهای زشت، مورد نفرت اسلام است تا جایی که مرتکب آن را به دوزخ تهدید کرده است. بعلاوه، گفته شده است اینان در روز قیامت مشمول عذاب خدا خواهند بود تا خدا تکلیف سایر بندگان را تعیین فرماید سپس به کیفر آنان رسیدگی کند. امام صادق علیه السلام می فرماید:
«ان اعوان الظلمه یوم القیمه فی سرادق من نار حتی یحکم الله بین العباد» (5)
روز قیامت، دستیاران ستمگران، در سراپرده ای آتشین جای می گیرند تا خداوند میان بندگان داوری کند.

روحیه ی همکاری در معصومین (ع)
ائمه ی معصومین (ع) که دست پروردگان مکتب وحی اند، روحیه ی همکاری و تعاون را در حد اعلا دارا بودند و تا آنجا که از دست و زبانشان بر می آمد، هیچ گاه از کمک به کار نیک دریغ نداشتند. ایشان ضمن تقویت روحیه ی همکاری در اجتماع، خود نیز به اشکال مختلف، بدان اقدام می نمودند.
این خصلت گرانقدر را همه ی رهبران الهی دارا هستند، چنان که نقل شده:
حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی شنید که لوط پیامبر (ع) به دست رومیان اسیر شده است به یاری او شتافت و او را آزاد ساخت. (6)
حضرت صادق علیه السلام این خصلت پیامبر (ص) را این گونه بیان می کند:
«ان رسول الله کان لا یسأله احد من الدنیا شیئا الا اعطاه» (7)
رسول خدا این گونه بود که هیچ کس چیزی از او نمیخواست مگر اینکه به او عطا می فرمود.
چنین سیره ی پسندیده ای در جانشینان واقعی آن بزرگوار نیز نمود فراوان داشت که به ترسیم برخی از نمونه های آن می پردازیم، به امید آنکه چراغی باشد فرا راهمان.

الف- در خانه
اولین قدم همکاری، در محیط با صفای خانواده برداشته می شود. پیشوایان معصوم علیهم السلام با اعضای خانواده ی خود کمال همکاری را داشتند و هیچ گونه ناهماهنگی در زندگی شان رخ نمی داد.
روزی رسول اکرم (ص) وارد منزل امیرمؤمنان علیه السلام شد. دید او و حضرت زهرا سلام الله علیها مشغول آسیا کردن غله هستند. پرسید:
کدام یک از شما خسته است؟ حضرت علی (ع) پاسخ داد ای پیامبر! فاطمه خسته است. حضرت به او فرمود: دخترم! برخیز. او برخاست و پیامبر (ص) به جای او به آسیا کردن پرداخت. (8)
یکی از همسران آن حضرت گوید:
«رسول اکرم (ص) به امور منزل رسیدگی می کرد تا وقت نماز، آن گاه به مسجد می رفت» (9)
عده ای امیرمؤمنان (ع) را دیدند که مقداری خرما خریده، در دستمالی بسته، به منزل می برد، اظهار داشتند: اجازه دهید این بسته را تا منزل شما حمل کنیم، آن حضرت ضمن امتناع از تحویل آن، فرمود:
«عیالوار در بردن نیازمندیهای منزل از دیگران شایسته تر است» (10)
آن حضرت با همسرش، فاطمه علیها السلام توافق کرده بودند که کارهای داخل منزل با فاطمه (س) و کارهای خارج با امام باشد. (11)

ب- در جامعه
پس از خانواده، نوبت به اجتماع می رسید که شاهد همکاریهای صمیمی رهبران معصوم خویش باشد. این گونه همکاریها بیشتر در قالب کمک رسانی فردی، اجتماعی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و غیره انجام می گرفت.
1- فردی: درباره ی رسول اکرم (ص) نقل شده است: هر کس برای هر کاری به حضورش می رسید، برده بود یا آزاد، برمی خاست و حاجتش را روا می ساخت. (12)
پیش از بعثت در مکه، قحطی شد و ابوطالب - عموی پیامبر و بزرگ بنی هاشم - به سبب زیادی افراد تحت تکفل، در تنگنا قرار گرفت. رسول خدا (ص) نزد عموی دیگرش- عباس - رفت و به او گفت: برادرت - ابوطالب - عائله اش زیاد است، بیا با هم به او کمک کنیم تا مقداری از فشار زندگی او کم شود. عباس قبول کرد و با هم رفتند؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله علی علیه السلام، و عباس، جعفر را با خود به خانه بردند و بدین ترتیب دو نفر از عائله ی ابوطالب کم شد که خود، کمک قابل توجهی به زندگی آنها بود. (13)
جابربن عبدالله انصاری گوید:
«در یکی از جنگها، شترم از رفتن باز ماند تا رسول خدا (ص) - که آخر همه حرکت می کرد - به من رسید و شترم را به رفتن واداشت و به اتفاق، حرکت کردیم. در بین راه، پیامبر از زندگی ام پرسید، در پاسخ عرض کردم: بتازگی ازدواج کرده ام، پدرم نیز از دنیا رفته و وامی برعهده دارد، هفت خواهر نیز تحت تکفل دارم، آن حضرت فرمود: در مدینه نزد من بیا. پس از ورود به مدینه به محضرش شرفیاب شدم. آن حضرت بهای شترم را پرداخت و مقداری طلا نیز جهت خرج زندگی خود و خواهرانم عطا فرمود. هنگام چیدن خرما نیز تشریف آورد و وام را ادا کرد و به اندازه ی کفایت زندگی برایمان گذاشت. » (14)
شخصی نزد امام حسن مجتبی علیه السلام آمد و عرض کرد پدر و مادرم به فدایت! مرا در برآوردن نیازم کمک فرما. آن حضرت، زود برخاست و به کمکش شتافت. (15)
صفوان جمال گوید:
«خدمت حضرت صادق علیه السلام حضور داشتم که مردی از اهالی مکه وارد شد و از آن حضرت تقاضا کرد که در کرایه کردن وسیله ی سفر به او کمک کند. چون چنین کاری به حرفه ی من مربوط می شد، امام فرمود: برخیز و برادرت را یاری کن، من با او رفتم و خداوند وسیله را مهیا ساخت. دوباره به منزل امام برگشتم. پرسید: چه کردی؟ پاسخ دادم: نیازش برطرف شد. فرمود: این کار از هفت بار طواف کعبه برتر است» (16)
همچنین نقل شده که حضرت صادق علیه السلام همراه خدمتگزارش راه میان مکه و مدینه را طی می کردند، چشمشان به مردی افتاد که زیر درختی افتاده بود. امام فرمود:
«برویم ببینیم چه شده است. من بیم آن دارم که از تشنگی به این حال افتاده باشد. »
هنگامی که به نزدش رسیدند، امام پرسید: آیا تشنه ای؟ پاسخ داد: آری. حضرت فرمود:
«مصادف! از مرکب فرود آی و او را سیراب ساز» (17)
2- اجتماعی: ائمه ی معصومین (ع) در کارهای نیک اجتماعی و دسته جمعی نیز شرکت فعال داشتند و به آن اهمیت می دادند. ایشان علاوه بر رهبری و کارهایی از قبیل زراعت، تجارت، دامداری و غیره - که بطور معمول در زندگی شان انجام می گرفت - مردم را در کارهای گروهی نیز یاری می دادند، بطور مثال:
پیامبر (ص) پیش از بعثت در پیمان جوانمردان که برای یاری رساندن به ستمدیدگان تشکیل شد، شرکت کرد. (18) همچنین در نصب «حجرالاسود» قریش را یاری داد. (19)
رسول خدا (ص) و امیرمؤمنان (ع) همراه مسلمانان در بنای مسجد مدینه حضور فعال داشتند. (20)
حضرت علی علیه السلام - در دوران خلافتش - در سخت ترین شرایط در کوچه و بازار قدم می زد تا محرومان و ستمدیدگان را یاری نماید. (21)
امام سجاد (ع) بطور ناشناس در کاروانها شرکت می کرد و نیازمندیهای کاروانیان را برآورده می ساخت. (22)
3- فرهنگی: پرداختن به امور فرهنگی و پاسخگویی به عطش معنوی جامعه نیز همکاری معصومین (ع) را طلب می کرد و چنین کاری جز از عهده ی برگزیدگان الهی بر نمی آید. ایشان با تمام وجودشان فقر فرهنگی و معنوی و بسیاری از مشکلات اجتماعی مردم را درک کرده و با ایثار و از جان گذشتگی در رفع آن می کوشیدند و به مردم، مدد می رساندند.
پاسخهای امیرمؤمنان (ع) به مشکلات علمی، که خلفا با آنان روبرو می شدند بیشمار است. (23)
در زمان معاویه، قیصر روم، پرسشهایی پیرامون مسائل اعتقادی برای معاویه فرستاد و از او پاسخ آنها را خواست. ولی معاویه و اطرافیانش از عهده ی هیچ یک از آنها بر نیامدند و بناچار آنها را نزد امام حسن مجتبی (ع) فرستاد تا پاسخ گوید. امام علی (ع) نیز پاسخی متین و در خور ستایش برایشان فرستاد. (24)
عصر امام صادق (ع)، عصر شکوفایی علمی و هجوم فرهنگهای بیگانه به جامعه ی اسلامی بود که آن حضرت با دانش سرشار خود از منبعی وحی، سرچشمه می گرفت، مردم را از نظر فکری و عقیدتی در برابر دشمنان تجهیز می کرد. شاید بتوان گفت امداد فکری و فرهنگی جامعه، زیباترین و ارزشمندترین نوع همکاری اجتماعی است که بطور مرتب و بدون وقفه از سوی معصومین علیهم السلام بویژه از عصر حضرت امام باقر و صادق علیهماالسلام تا پایان دوران حضور امامان (ع) و در زمان غیبت صغرا نیز کم و بیش ادامه یافته است.
بحث و مناظره و در نتیجه محکوم کردن گروههایی به نام «دهریها»، «زندیقها» و «صوفیان» توسط حضرت صادق علیه السلام (25) و نشستهای علمی مکرری که حضرت رضا علیه السلام در آن به تبیین ابعاد مختلف علوم می پرداخت، (26) همه در راستای هر چه بیشتر بارور کردن استعدادهای جامعه ی اسلامی صورت می گرفت.
4- نظامی: مبارزه و نبرد، خود، یک حرکت دسته جمعی است و بدون همکاری افراد، فرایند و بازتاب چندانی نخواهد داشت.
رسول خدا و امامان علیهم السلام در این کارها نیز همکاریهای لازم را با همرزمان خویش انجام می دادند. «براء» پسر عازب گوید:
«در جنگ خندق، رسول خدا (ص) را مشاهده کردم که مانند دیگران، خاک حمل می کرد و گرد و غبار، سر و رویش را پوشانده بود. » (27)
در جنگ بدر، امیرمؤمنان (ع)، حمزه و عبیده با سه تن از جنگاوران قریش درگیر شدند. حضرت علی (ع) و حمزه، نبرد طلبان خود را در همان لحظه ی نخست به خاک افکندند. سپس به کمک عبیده شتافتند و هماورد او را نیز کشتند. (28)
5- اقتصادی: بخشی از همکاری معصومین (ع) با مردم، در امور اقتصادی انجام می گرفت و ایشان همواره، خواهان رفاه و آسایش مردم بودند.
همین طور معصومین (ع) به عنوان پیشوایان واقعی مردم، برنامه های جامعی برای کمک به مستمندان و قشرکم در آمد ارائه داده اند که نشانگر سیره ی والای آن راد مردان فرزانه است. حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«من مات و ترک دینا فعلینا دینه والینا عیاله» (29)
مؤمنی که بمیرد و بدهکار باشد ما وامش می پردازیم و خانواده اش را اداره می کنیم.
اینها نمونه های اندکی از همکاریهای مختلف پیامبر و ائمه علیهم السلام بود که نشانگر روحیه ی والای همکاری و غمخواری آن بزرگواران نسبت به همنوعان است. به امید آنکه ما نیز به رفتار نیکوی آنان تأسی بجوییم. آمین.

(خلاصه مطالب)
- انسان، موجودی است که زندگی اجتماعی از سرشتش بر می خیزد و اسلام به عنوان یک مکتب جامع، زندگی اجتماعی را برای پیروان خویش برگزیده است و به آنان دستور داده که در کارهای نیک و تقوا یکدیگر را یاری کنند.
- از سوی دیگر آنان را از تعاون برگناه و تجاوز، باز داشته و چنین کسانی را به دوزخ تهدید کرده است. معصومین علیهم السلام خصیصه ی همکاری را در حد عالی دارا بودند و به تناسب فرد و جامعه و امکان شخصی، با مردم، همکاری می کردند. ایشان در خانه ی خود، کمال همکاری را با اهل آن داشتند و در اجتماع نیز در کارهای فردی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و اقتصادی مردم را یاری می دادند. رهبران الهی چنین بودند که هر کس به آنان رجوع می کرد و کمک می خواست به کمکش می شتافتند و نیازش را بر طرف می ساختند.

پی نوشت :

1. لغت نامه ی دهخدا، واژه ی تعاون.
2. مائده، آیه ی 2.
3. تفسیر نمونه، ج 4، ص 253.
4. نهج البلاغه، فیض، خطبه ی 207، ص 684.
5. فروع کافی، ج 5، ص 107، دارصعب.
6. وسائل الشیعه، ج 11، ص 110، داراحیاء التراث العربی.
7. بحارالانوار، ج 16،ص 271.
8. بحارالانوار، ج 43، ص 50.
9. الوفا باحوال المصطفی، ج 2، ص 435.
10. مکارم الاخلاق، اسماعیل خویی، ص 65.
11. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 551، چاپ سنگی.
12. محجه البیضا، ج 4، ص 129.
13. سیره ی ابن هشام، ج 2، ص 263، داراحیاء، التراث العربی.
14. اقتباس از بحارالانوار، ج 16، ص 233.
15. اصول کافی، ج 2، ص 159، اسلامیه.
16. همان مدرک، ص 158.
17. وسائل، ج 6، ص 285.
18. سیره ی حلبی، ج 1، ص 131، بیروت.
19. سیره ی ابن هشام، ج 1، ص 209.
20. همان مدرک، ج 2، ص 142.
21. مناقب، ابن شهرآشوب، ج 2، ص 106.
22. بحارالانوار، ج 46، ص 69.
23. ر. ک. مناقب، ج 2، ص 356 به بعد، نهج البلاغه، خطبه 146 و الغدیر، ج 6.
24. تحف العقول، ابن شعبه، ص 164، بیروت.
25. ر. ک. بحارالانوار، ج 47، ص 334 به بعد.
26. ر. ک. همان مدرک، ج 49، ص 173 به بعد.
27. فضائل الخمسه، حسینی، ج 1، ص 171.
28. فروغ ابدیت، ج 1، ص 418.
29. فروع کافی، ج 7، ص 168.
منبع: کتاب سیره معصومین (علیهم السلام) /س



تاریخ : سه‌شنبه 1 مهر 1393 | 09:08 | چاپ | نویسنده: داداشی | نظرات (2) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • کلاک چت